عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

483

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

فرا تقديس خداى از جفتى مريم ( ع ) ، كه بندگان خود را عار داشت از نكاح كنيزك ، جز بوقت ضرورت ، يعنى كه تا خداى را عزّ و جلّ منزّه و مقدّس دانند از مناكحت پرستار وى ، آخر اين مضطرّ را بنكاح كنيزك دل خرسند كرد ، و گفت : همه از آدم و حواءند ، و در عقدهء دين با هم ، همه هم شكل يكديگر و جنس يكديگر ، شكل به شكل شود ، و جنس بجنس گرايد ، پس جفت داشتن ، و بجفت گرائيدن ايشان را سزد بلكه خود مىدربايد ، و جز چنين نشايد ؛ و معبود قديم ، كردگار عظيم جلّ جلاله ، و عظم شأنه ، كه وى را شكل و شبه نيست ، و جنس و مثل نيست ، جفت داشتن او را سزا نيست كه او را كفؤ و همسر نيست ، لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ . آن گه در آخر اين آيت گفت : وَ أَنْ تَصْبِرُوا خَيْرٌ لَكُمْ ، اگر گرد رخصت نگرديد ، و نكاح كنيزك در باقى كنيد ، و در قهر نفس شكيبا باشيد ، شما را بهتر بود ؛ و راه جوانمردان اينست ، و دوستان خود اين كنند ؛ و با اينهمه استمالت بنده فرو نگذاشت ، و بفرمان جزم نگفت : اصبروا ، بلكه گفت : وَ أَنْ تَصْبِرُوا خَيْرٌ لَكُمْ اگر صبر كنيد و برخصت فرو نيائيد ، و مردانه در راه احتياط رويد ، شما را جاى نواخت هست ، و اگر صبر نكنيد و رخصت جوييد ، و آسانى طلب كنيد ، عذر هست ، از آنكه شما ضعيفان‌ايد ! و با خود برنتاوان ! بارى لاف مردان چه زنيد ؟ و جاى مردان چه گيريد ؟ . برگ بىبرگى ندارى لاف درويشى مزن * رخ چو عياران ندارى جان چنان مردان مكن ! يُرِيدُ اللَّهُ لِيُبَيِّنَ لَكُمْ . - بيان شرف امّت محمد ( ص ) است ، و اظهار عزّ ايشان ، و منّت خداوند عزّ و جلّ بر ايشان ، آن منّت و كرامت كه بر ديگران نبود . از رفتگان و پيشينيان ، بلكه معاملت با ايشان مكافات بود كه در ايشان رسيد ، چنان كه اللَّه گفت :